موجود
4.2 | 7 تعداد مشاهدهبرای اطمینان از موجود بودن کتاب " بحران علوم اروپایی و پدیدارشناسی استعلایی " در وب سایت پاب بوک لطفاً پیش از خرید با پشتیبانی سایت هماهنگ فرمایید.
ناشر |
![]() |
---|---|
نویسنده |
![]() |
مترجم | طالب جابری |
ادموند هوسِرْل (به آلمانی: Edmund Husserl) از فیلسوفان آلمانی-اتریشی مهم و تأثیرگذار قرن بیستم و بنیانگذار پدیدارشناسی است. وی یهودیتباری بود که به مسیحیت گروید و در کلیسای لوتری وین تعمید یافت و خود را مسیحی آزاده و غیرجزمی میدانست و فلسفه را مستقل از دین تلقی میکرد. در آغاز تحت تأثیر روانشناسی توصیفی برنتانو بود ولی اندکی بعد، از منتقدان سرسخت اصالت روانشناسی شد و در نخستین اثر مهمش یعنی پژوهشهای منطقی به نقد آن پرداخت. اندیشههای وی دگرگونیهای بسیاری یافتهاست و بسیاری از مفسران برحسب اقامتش در سه شهر هاله و گوتینگن و فرایبورگ، سه مرحله را در اندیشه وی تشخیص دادهاند.
کتاب «بحران علوم اروپایی و پدیدارشناسی استعلایی» یکی از مهمترین و بنیادینترین آثار اواخر عمر ادموند هوسرل است که در آن، وی به بررسی عمیق بحران معرفت، فرهنگ و بنیادهای علوم مدرن میپردازد. هوسرل در این کتاب با مطرح کردن مفهوم بحران علوم، به این نکته میپردازد که علوم طبیعی مدرن، گرچه در حوزههای تکنولوژی و پیشبینیهای تجربی بسیار موفق عمل کردهاند، اما از درک معنای هستی انسانی و جهتگیری وجودی انسان فاصله گرفتهاند. به عبارت دیگر، علوم مدرن به مسأله «معنای زندگی» پاسخ نمیدهند و در نهایت، انسان را به یک شیء یا تابع قوانین طبیعت تقلیل دادهاند. این، از نگاه هوسرل، بحران اصلی فرهنگ اروپایی است. یکی از مفاهیم کلیدی در کتاب، زیست جهان است. هوسرل از این مفهوم برای اشاره به دنیای پیشاعلمی، زیسته و تجربهشدهی روزمره استفاده میکند؛ جهانی که انسان پیش از هر گونه نظریهپردازی علمی، در آن زندگی میکند، احساس دارد، عمل میکند و معنا میسازد. او معتقد است که علوم مدرن، با انتزاعهای ریاضی و مفهومی خود، از این زیستجهان فاصله گرفتهاند و آن را نادیده گرفتهاند. در همین راستا، هوسرل از پدیدارشناسی استعلایی بهعنوان راهی برای بازسازی بنیانهای علوم و بازگشت به ریشههای اصیل تجربهی بشری سخن میگوید. پدیدارشناسی استعلایی از نظر او، نوعی بازگشت به خودآگاهی ناب و تحلیل تجربیات زیسته در افق آگاهی است. وی با استفاده از روش تعلیق یا اپوخه، میکوشد تا پیشفرضهای پنهان در تجربه را کنار بگذارد و به ذات تجربیات برسد؛ این فرآیند را تقلیل پدیدارشناختی مینامد. هوسرل در این اثر، تاریخ علم را نیز بازخوانی میکند و بهویژه بر نقش گالیله در ریاضیسازی طبیعت تمرکز دارد. او گالیله را نه بهعنوان دانشمندی صرف، بلکه بهعنوان بنیانگذار نوع خاصی از نگاه به جهان میداند که واقعیت را تنها از طریق مفاهیم ریاضی و قابلاندازهگیری تعریف میکند. این نگرش، بهزعم هوسرل، زمینهساز جدایی علم از تجربهی زیسته و در نهایت، از خودبیگانگی انسان مدرن شده است. در بخشهای پایانی کتاب، هوسرل بر اهمیت مسئولیت فلسفه در بازسازی بنیادهای علم و فرهنگ تأکید میکند. او فلسفه را نه دانشی انتزاعی، بلکه روشی برای خود-فهمی انسانی میداند که باید علوم را به زیستجهان و به دغدغههای وجودی انسان بازگرداند. فلسفه، در این معنا، وظیفه دارد که بحران را نه صرفا تشخیص دهد، بلکه راهی برای عبور از آن ارائه کند؛ راهی که هوسرل تا پایان عمرش در پی آن در جستجو بود.