موجود
4.2 | 5 تعداد مشاهده
برای اطمینان از موجود بودن کتاب " گوشت لطیف است " در وب سایت پاب بوک لطفاً پیش از خرید با پشتیبانی سایت هماهنگ فرمایید.
| ناشر |
|
|---|---|
| نویسنده |
|
| مترجم | سمانه تیموریان |
الاشه. شقه کردن. سلاخی، صف کشتار. آبپاشی و شستشو. این کلمات دائم در ذهن اش می چرخند و مانند پتک بر سرش فرود می آیند و او را در هم می کوبند. اما اینها فقط چند کلمه ی ساده نیستند. خون هستند، بویی غلیظ، اتوماسیون، فقدان تفکر، شبانه هجوم می آورند و غافلگیرش می کنند. از خواب که بر می خیزد، بدنش غرق در لایه ی نازکی از عرق شده است، چون می داند آنچه انتظارش را می کشد، روز دیگریست و سلاخی انسان هایی دیگر. همانطور که سیگاری آتش می زند با خود فکر می کند، هیچ کس آنها را انسان خطاب نمی کند. او نیز هنگامی که چرخه ی تولید گوشت را برای کارگران تازه وارد توضیح می دهد آنها را اینگونه خطاب نمی کند. می توانند دستگیرش کنند، حتی او را به سلاخ خانه شهرداری ببرند و وارد چرخه | تولید کنند. بگشند اصطلاح بهتری است، اما فایده ای ندارد. در حالی که پیراهن خیس اش را در می آورد تلاش می کند به خود بقبولاند که آنها همین هستند. انسان هایی که چون حیوان پرورش داده شده تا مصرف شوند.
آگوستینا بازتریکا رمان نویس آرژانتینی، برنده جایزه پرمیو کلارین می باشد.
گوشت لطیف است رمانی دیستوپیایی از نویسنده آرژانتینی آگوستینا بازتریکا است. این رمان در اصل به زبان اسپانیایی نوشته شده و سارا موزس آن را ترجمه کرده است. گوشت لطیف است جامعه ای را به تصویر می کشد که در آن یک ویروس تمام گوشت حیوانات را آلوده کرده است. به دلیل کمبود گوشت حیوانات، آدمخواری قانونی می شود. مارکوس، یک تامین کننده گوشت انسان، با این جامعه جدید درگیر شده و به خاطر ضررهای شخصی خود شکنجه می شود. مارکوس که در کارخانه فرآوری محلی کار میکند، به کشتار انسانها میپردازد، اگرچه دیگر کسی آنها را چنین نمینامد.
همسرش او را ترک کرده است، پدرش در حال غرق شدن در زوال عقل است و مارکوس سعی می کند زیاد به این فکر نکند که او برای امرار معاش باید چه کند. بالاخره خیلی سریع اتفاق می افتد. ابتدا گزارش شد که یک ویروس عفونی تمام گوشت حیوانات را برای انسان سمی کرده است. سپس دولتها «انتقال» را آغاز کردند. اکنون، خوردن گوشت انسان - «گوشت خاص» - قانونی است. مارکوس سعی می کند به اعداد، محموله ها، پردازش ها پایبند باشد.
سپس یک روز به او هدیه داده شد: یک نمونه زنده با بهترین کیفیت. اگرچه او میداند که هر گونه تماس شخصی برای مرگ ممنوع است، اما کم کم با او مانند یک انسان رفتار میکند. و به زودی، او توسط چیزهایی که از دست رفته است شکنجه می شود - و چیزهایی که ممکن است هنوز نجات یابند.