موجود
4.2 | 1 تعداد مشاهده
برای اطمینان از موجود بودن کتاب " یک پیکاسو " در وب سایت پاب بوک لطفاً پیش از خرید با پشتیبانی سایت هماهنگ فرمایید.
جفری هچر نمایشنامه نویس و فیلمنامه نویس آمریکایی است. او نمایشنامه صحنه ای به نام «زیبایی صحنه زن کامل» را نوشت که بعداً آن را به فیلمنامه تبدیل کرد و به «زیبایی صحنه» (2004) خلاصه شد. او همچنین اقتباس صحنهای سهشنبهها را با موری با نویسنده میچ آلبوم نوشت، و سه تماشا، کمدی متشکل از سه مونولوگ - که هر کدام در یک خانه تشییع جنازه میگذرد. او فیلمنامه Casanova را برای کارگردان Lasse Hallström و همچنین فیلمنامه The Duchess (2008) نوشت.
نمایشنامهی «یک پیکاسو» نوشتهی جفری هچر درامی تاریخی و دوشخصیتی است که در پاریس اشغالشدهی سال ۱۹۴۱ میگذرد و با اتکا به گفتوگویی فشرده و پرتنش، نسبت هنر و قدرت را در یکی از تیرهترین مقاطع قرن بیستم میکاود. هچر با انتخاب موقعیتی بسته-اتاقی در زیرزمینهای شهر، دور از هیاهوی بیرون-تمرکز را بر تقابل ذهنها و زبانها میگذارد و از همان آغاز، فضا را به میدان نبردی روانی بدل میکند که در آن هر کلمه میتواند سرنوشتساز باشد. داستان با احضار پابلو پیکاسو از کافهای آشنا آغاز میشود؛ هنرمندی که باید اصالت سه تابلوی مصادرهشده را تأیید کند. طرف مقابل او، خانم فیشر، وابستهی فرهنگی آلمان نازی است که مأموریتی ظاهرا اداری را پی میگیرد. اما خیلی زود روشن میشود که این مواجهه، صرف کارشناسی هنری نیست. تابلوها قرار است در نمایشگاهی تبلیغاتی از «هنر منحط» به نمایش گذاشته شوند؛ پروژهای ایدئولوژیک برای بیاعتبارکردن مدرنیسم و تحقیر هنرمند. از همینجا، گفتوگو به جدالی پیچیده بدل میشود که در آن پیکاسو با طنز، طفرهرفتن و بازی با معنا میکوشد هم آثارش را از نابودی برهاند و هم خود را از خطر برهاند. هچر هر تابلو را به گرهای روایی تبدیل میکند تا پیکاسو از خلال آن، به روایتهایی از زندگی و کار خود بازگردد؛ روایتهایی که نه اسطورهسازانهاند و نه تبرئهگر، بلکه همزمان نبوغ، خودبینی، آسیبپذیری و تناقضهای شخصیتی او را عیان میکنند. در مقابل، خانم فیشر نیز از نقش خشک اداری فاصله میگیرد و به شخصیتی دوپاره بدل میشود که میان وظیفهی ایدئولوژیک و کشش ناخواسته به ارزش هنر گرفتار است. این دوپارگی، داوری اخلاقی سادهانگارانه را مختل میکند و نشان میدهد که اقتدار سرکوبگر نیز از انسانهایی ساخته شده است که درونشان شکافهایی واقعی وجود دارد. در سطح مضمونی، نمایشنامه پرسشی بنیادین را پی میگیرد: هنر در برابر سانسور چه میتواند بکند؟ کارزار نازیها علیه «هنر منحط» نه فقط پسزمینهای تاریخی، بلکه نیرویی تماتیک است که ارزش، حقیقت و بقا را به چالش میکشد. جدال زبانی پیکاسو و فیشر نشان میدهد که هنر-even وقتی محصور و تهدیدشده-میتواند میدان مقاومت باشد؛ مقاومتی که الزاما به قهرمانسازی نمیانجامد، بلکه در ظرافت زبان، تعلیق معنا و امتناع از تندادن به چارچوبهای تحمیلی شکل میگیرد. نمایش همچنین میپرسد ارزش هنر ذاتی است یا برساختهی قدرتها، و اگر ذاتی است، هزینهی پاسداری از آن تا کجاست. از حیث ساختار، قالب یکپردهای و دوشخصیتی تمرکز اثر را تشدید میکند و بار اصلی را بر دوش دیالوگ و بازیگری میگذارد. این ایجاز، هم نقطهی قوت است-زیرا تنش را بیوقفه پیش میبرد-و هم محدودیت؛ چرا که جهان بیرون تنها از خلال زبان به صحنه میآید. افزون بر این، مواجههی تخیلی اثر با تاریخ ممکن است برای مخاطبانی که انتظار بازگویی مستند و خطی دارند، حدسپردازانه جلوه کند؛ با این حال، همین آزادی نمایشی امکان میدهد مسئلهی سانسور و ارزش هنر به تجربهای زنده و معاصر بدل شود. در جمعبندی، «یک پیکاسو» نمایشی است هوشمندانه و اندیشهبرانگیز که با حداقل عناصر، حداکثر تنش فکری را میآفریند. قوت آن در دیالوگهای برنده، شخصیتپردازی چندلایه و پیوندزدن تاریخ با پرسشهای ماندگار دربارهی هنر و قدرت است. این اثر نشان میدهد ایستادگی هنر در برابر سرکوب نه صرفا روایتی متعلق به پاریس ۱۹۴۱، بلکه مسئلهای همواره معاصر است؛ مسئلهای که در هر زمان، به زبانی تازه بازگفته میشود.